السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

239

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

پاسخ : اين نظريه نيز از چند جهت باطل و غير قابل قبول مىباشد : 1 - ظاهر اين روايت اين است كه حروف هفت‌گانه‌اى كه قرآن با آن‌ها نازل گرديده است ، غير از ابواب و فصول هفت‌گانه آن است . بنابراين ، با اين روايت نمىتوان حروف هفت‌گانه را به ابواب هفت‌گانه ، معنا و تفسير نمود . 2 - اين روايت با روايت ابى كريب معارض و متضاد است زيرا او از ابن مسعود چنين نقل مىكند كه : خداوند قرآن را به پنج حرف نازل نموده است : حلال ، حرام ، محكم ، متشابه ، امثال . « 1 » ( 1 ) - 3 - مفاد و مفهوم اين روايت درهم و برهم ، مشوش و متزلزل است زيرا زجر و حرام هر دو به يك معنى مىباشند ، بنابراين ، فصول قرآن بر خلاف آن چه در اول روايت تعيين شده است ، از هفت فصل به شش فصل تقليل مىيابد . علاوه بر اين در قرآن موضوعات مهم ديگرى هم هست كه در اين ابواب هفت‌گانه داخل نمىباشند ، مانند موضوع مبدأ و معاد ، قصص ، احتجاجات ، معارف و غير آن‌ها و اگر طرفداران اين نظريه بخواهند همه اين موضوعات را در فصل محكم و متشابه مندرج و داخل كنند ، لازمه‌اش اين خواهد بود كه همهء ابواب و فصول ديگر را نيز كه واضح هستند و متشابه نمىباشند ، در كلمه « محكم » بگنجانند و تمام فصول قرآن را تنها به دو قسمت تقسيم كنند : محكم و متشابه نه به هفت فصل ، زيرا مجموع موضوعات و مطالبى كه در قرآن آمده است ، از دو حال خارج نيست ، يا روشن و محكم است و يا مبهم و متشابه . 4 - حروف هفت‌گانه را به فصول و ابواب هفت‌گانه تفسير نمودن ، با روايت‌هاى گذشته كه از نظرتان گذشت سازش ندارد زيرا بنابراين روايت‌ها ، علت نزول قرآن بر حروف هفت‌گانه ، تخفيف براى مسلمانان و حل مشكل عدم توانايى آنان بر قرائت قرآن با روش واحد معرفى شده كه در فصول هفت‌گانه ، اين اثر و خاصيت وجود ندارد . 5 - بعضى از روايات گذشته ، صريح و روشن است در اين كه منظور از حروف هفت‌گانه همان وجوه قرائات است كه قاريان در آن اختلاف داشتند و روايت يونس در صورتى كه دلالت به مطلوب داشته باشد ، باز نمىتواند به تنهايى آن همه روايات را از معناى ظاهرى برگرداند و به سوى معناى ديگرى بكشاند .

--> ( 1 ) تفسير طبرى ، 1 / 24 .